الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
337
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
كار گذشت ، همه بىاثر خواهد بود . سپس امام عليه السّلام مرحلهء سوم را بازگو مىكند و آن مرحلهء يأس از بازگشت سلامت و انتظار پايان عمر در آيندهء نه چندان دور مىفرمايد : « اين وضع همچنان ادامه يافت تا آنجا كه طبيب از درمانش ناتوان شد ، و پرستارش او را به فراموشى سپرد ، و خانوادهاش از وصف بيمارى او خسته شدند ، و در پاسخ سؤال كنندگان فرو ماندند » ؛ ( حتّى فتر معلّله « 1 » ، و ذهل ممرّضه « 2 » ، و تعايا « 3 » أهله بصفة دائه ، و خرسوا عن جواب السّائلين عنه ) . گويى امام بارها و بارها در كنار اين گونه بيماران و خانوادههاى آنان بوده و حالات آنان را دقيقا زير نظر گرفته است ؛ طبيب ، اظهار عجز مىكند و پرستار اظهار خستگى ، و خانوادهء او نمىدانند دربارهء او به مردم چه بگويند . بگويند حال او بهتر است خلاف گفتهاند . بگويند بدتر است خوشايند نيست . ناچار زبان را در كام فرومىبرند و با نگاههاى مأيوسانهء خود پاسخ مىگويند . در ادامه مىافزايد : « آنها در كنار بيمار خود نشسته و درباره خبر ناگوارى كه تا آن وقت از او مكتوم مىداشتند آشكارا به گفت و گو پرداختند ؛ يكى مىگفت او را به حال خود رها كنيد ( كه رفتنى است ) . ديگرى آرزوى بازگشت بهبود او را مىكرد و ( سومى ) آنان را به شكيبايى در فقدانش ، دعوت مىنمود ، و ( براى تحمّل اين مصيبت ) مصائب و اندوه گذشتگان را به يادشان مىآورد » ؛ ( و تنازعوا دونه شجىّ « 4 » خبر يكتمونه : فقائل يقول : هو لمّا به ، و ممّن لهم إياب عافيته ، و مصبّر لهم على فقده ، يذكّرهم أسى « 5 » الماضين من قبله ) .
--> ( 1 ) . « معلّل » به معناى معالجه كننده است و در اصل از « علة » به معناى بيمارى گرفته شده است . ( 2 ) . « ممرّض » به معناى پرستار از ريشهء « مرض » است . ( 3 ) . « تعايا » از ريشهء « عىّ » به معناى عجز است . ( 4 ) . « شجىّ » به معناى غمانگيز از ريشهء « شجو » بر وزن « هجو » به معناى غم و اندوه گرفته شده است . ( 5 ) . « أسى » به معناى غم و اندوه است و در بعضى از نسخهها « أسى » ( به ضم همزه آمده ) جمع « اسو » به معناى پيشگام است و هر دو معنا در عبارت خطبه مناسب است .